می‌ تونم تو لحظه‌های بی‌كسيت، واسه تو مرحم تنهايی باشم
می تونم با يه بغل ياس سفيد، تو شبات عطر ترانه بپاشم
می تونم از آسمون قصه‌ها، واسه تو صد تا ستاره بچينم
می ‌تونم حتی اگه دلت نخواد، واسه تو روزی هزار بار بميرم
می‌تونم با يه سلام گرم تو، تا ابد زندگی‌مو آبی كنم
می تونم رو شونه‌های مردونت، دردامو با هق‌هقم خالی كنم
می تونم با تو به هر جا برسم، توی خواب اسمتو فرياد بزنم
می تونم قصه‌ی ديوونگيمو، توی كوچه‌های شهر داد بزنم
می تونم تا به هميشه پا به پات، توي هر قصه كنارت بمونم
می تونم زير پر ستاره‌ها، واست از ليلی ومجنون بخونم
می تونه نگاه مهربون تو، منو تا مرز شقايق ببره
می تونه قشنگی برق چشات، منو از ياد حقايق ببره
می تونه دستای تو رو شونه‌هام، خبر از يك شب يلدا رو بده
می تونه بوسه‌ی تو رو گونه‌هام، واسه من نويد فردا روبده
می تونه صدای گرم خنده‌هات، همه قصه‌هامو رؤيايی كنه
می تونه گرمای مهربونيهات، همه زندگيمومهتابی كنه
می تونه وجود سرد و خستمو، شوق ديدار تو مبتلا كنه
می تونه حس غريب بودنت، دردای زندگيمو دوا كنه
می ‌تونی توخستگی های تنت، به من و شونه‌ی من تكيه كنی
می تونی با يه نگاه زير چشم، دل كوچيكمو ديوونه كنی
می تونن رازقی يای باغچه‌مون، تا هميشه بوی دستاتو بدن
می تونن حتی اگه خودت نگی، واسه من از عشق تو خبربدن
می تونن همه تو اين شهر بزرگ، منو ديوونه‌ی عشقت بدونن
بذاراز اينجا به بعد مردم ما، منو مجنون تو شعرا بخونن

/ 0 نظر / 6 بازدید