نمیدونم شعرش رو کی گفته ولی زیبا شیرازی این رو خونده

وقتش رسيده از تو جدا شم تنهای تنها

مثل خدا شم

وقتش رسيده اهل صفا شم مثل تو باشم

سر به هوا شم

نگات حرومه به ديگرونه چقدر تو دنيا از ما بهترونه

دست خودم نيست دل نگرونه نكرده عادت واسش گرونه

دلت يه درياست پر از تمناست پر از تب و تاب يه پارچه غوغاست

افسوس كه با من اسير و تنهاست برو كه امروز روز مباداست

شايد يه روزی يه وقت ديگه منو ببينی يه جای ديگه

به شوق بازی

دل و ببازی عاشق من شی با من بسازی

/ 0 نظر / 5 بازدید