‏به خشکلیت مینازی بناز که خوب مینازی

‏بازیچه خواستی‌ بازم منو بگیر به بازی

‏دردت بجونم ای یار

‏عاشق شدم من انگار

‏فکر هوس ندارم هوای عشقه در کار

‏دلم گیر کرده پیشت می‌سوزم تو آتیشت

‏منو نترسون از عشق دل درسشو روونه

‏خدا هوام داره تو بازی زمونه

‏با قلب عاشق من ببین چه کارا کردی

‏خوب مارو رسوا کردی مارو خاطر خواه کردی

‏تو از من مهربون تر تو از من قدر بدون تر

‏تو عمر تم ندیدی ندیدی نشنیدی

‏دلم گیر کرده پیشت می‌سوزم تو آتیشت

/ 0 نظر / 3 بازدید