پس از تو نمونم برای خدا

تو مرگ دلم را ببین و برو

چو طوفان سنگین ز شاخه ی غم

گل هستیم را بچین و برو

که هستم من اون تک درختی

که در کام طوفان نشسته

همه شاخه های وجودم

ز خشم طبیعت شکسته

ندونستم این را ز عالم

نمیمونه عشقت برایم

که هستم من اون تک درختی

که در کام طوفان نشسته

همه شاخه های وجودم

ز خشم طبیعت شکسته

ندونستم ای بیخبر ز دلم

که بی اعتباره وفای توام

تو اکنون ز عشقم گریزونی

غمم را ز چشمم نمی خونی

از این غم چه حالم نمی دونی

 

/ 0 نظر / 5 بازدید