تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره رنگ چشمای تو بارونو به یادم میاره

وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره قهر تو تلخی زندونو به یادم میاره

من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوست دارم شنیدنه

تو بزرگی مث اون لحظه که بارون میزنه تو همون خونی که هرلحظه تو رگهای منه

تو مث خواب گل سرخی لطیفی مثل خواب من همونم که اگه بی تو باشه جون میکنه

من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوست دارم شنیدنه

تو مث وسوسه ی شکار یک شاپرکی تو مث شوق رها کردن یک بادبادکی

تو همیشه مثل یک قصه پراز حادسه ای تو مث شادی خواب کردن یک عروسکی

من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوست دارم شنیدنه

تو قشنگی مث شکل ایی که ابرا می سازن گل ای اطلسی از دیدن تو رنگ میبازن

اگه مردای تو قصه بدونن که اینجایی برای بردن تو با اسب بالدار میتازن

من نیازم تورو هر روز دیدنه از لبت دوست دارم شنیدنه

/ 0 نظر / 3 بازدید