وقتش رسیده از تو جدا شم
تنهای تنها مثل خدا شم
وقتش رسیده اهل صفا شم
مثل تو باشم. سر بهوا شم
نگات حرومه. به دیگرونه
چقدر تو دنیا از ما بهترونه
دست خودم نیست. دل نگرونه
نکرده عادت. واسش گرونه
دلت یه دریاست
پر از تمناست
پر از تب و تاب
یه پارچه غوغاست
افسوس که با من
اسیر و تنهاست
برو که امروز روز مباداست
شاید یه روز دیگه
یه وقت دیگه منو ببینی یه جای دیگه
به شوق بازی دل و ببازی
عاشق من شی. با من بسازی

/ 0 نظر / 2 بازدید