با تو چه زندگیهایی‌ که تو رویا هام نداشتم

تک و تنها بودم اما تورو تنها نمی‌ ذاشتم

چه سفرها با تو کردم چه سفرها تورو بردم

دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم

دارم از تو مینویسم که نگی‌ دوست ندارم

از تو که با یه نگاهت زیرو رو شد روزگارم

دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم

موقعی‌ نوشتنم وقت اسم نوشتنم

کسی‌ رو جز تو نداشتم اسمی‌ جز تو نمی‌ ذاشتم

من تمام قصه هام قصهٔ توس

اگه غمگینه اون از غصهٔ توس

اون از غصهٔ توسط

با تو چه زندگیهایی‌ که تو رویهام نداشتم

تک و تنها بودم اما تورو تنها نمی‌ ذاشتم

حتی‌ من به آرزوهات تورو آخر میرسوندم

میرسیدی تو من اما آرزو به دل میموندم

هی‌ می‌خواستم که بگم که بدونی‌ حالم

اما ترسو دلهره خط میزد خیالم

توی گفتنو نگفتن از چه روزایی‌ گذشتم

اینقده رفتم و رفتم که هنوزم بر نگشتم

هرچی‌ شعر عاشقونس من برای تو نوشتم

تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم

اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعثشه

اگه مردم تو بدون چه کسی‌ باعثشه

/ 0 نظر / 4 بازدید